الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
602
حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )
هيچ توجهى به اعمال اسلامى نداشت بلكه پيرو خواستههاى سياسى خود بود و هيچ علاقهاى در هيچ شرايطى به مصلحت امّت اسلامى نداشت ، و جدّا جاى تأسّف است كه خليفهء دوّم او را مقرب ساخت و در تأييد و استوار ساختن او كوتاهى نكرد با اين كه پياپى خبر مىرسيد كه ابريشم و حرير مىپوشد و از ظروف نقره و طلا استفاده مىكند و رفتارش از احكام اسلامى به دور است ، امّا خليفه در مقام اعتذار از جانب وى مىگفت : او كسراى عرب است ! عجبا ! مگر در اسلام هم كسرا و قيصر وجود دارد ؟ ! بلكه آنچه همگان از اسلام مىشناسند اين است كه اسلام نقش مثبت الغاى اين قبيل عناوين را به خوبى ايفا كرده و شالودهء برابرى را در ميان تمام پيروانش پىريزى كرده و تنها امتياز را به تقوا و عمل صالح دانسته است كه مهمتر از همه خدمت به اجتماع اسلامى و تلاش در راه ترقّى و پيشرفت آن است . ( 1 ) ايام حكومت معاويه دولت اسلامى پس از رويدادهاى خطرناكى كه ديپلماسى اموى همهء انواع مكر و فريب را براى دست يافتن به حكومت و تسلّط به سرمايههاى كشور به كار برد ، به دست معاويه افتاد . ثروتمندان قريش و سرمايهداران عرب به منظور حفظ مصالح خاص خود كه در زمان حكومت امام امير المؤمنين عليه السّلام ، پيشاهنگ عدالت اجتماعى در روى زمين ، از دست داده بودند به معاويه كمك كردند . نيكلسون مىگويد : « مسلمانان پيروزى بنى اميه و در رأس ايشان پيروزى معاويه را يك پيروزى براى حكومت اشرافى بتپرستى مىدانستند كه دشمن ديرينهء پيامبر بودند ، همان چيزى كه پيامبر مبارزه كرد تا بر آن خاتمه داد و مسلمانان در راه پيكار با آن و ايستادگى در برابر آن استقامت كردند تا آن كه خداوند پيروزشان كرد و توانستند حكومت اشرافى را نابود كنند و روى خرابههاى آن پايههاى اسلام را استوار نمايند ، دين بلندنظرى كه همهء مردم را در رفاه و سختى برابر دانسته و سيادت گروهى را كه تهيدستان را حقير و ناتوانان را خوار